شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زندخویش را چون خال رخسار تو بر آتش زند
۲
صد دلار بیتاب در خوناب حسرت می‌تپدترک من دست خودآرایی چو بر ترکش زند
۳
چشم بدمستش به قصد بیدلان در هر نگاهدست از مژگان به تیغ ابروی دلکش زند
۴
شوقی را چون اختیار باده پیمایی دهندجام گردون را کند خالی اگر یک کش زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth