خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون برقع مشکین ز رخ آل گشایداز پلک و مژه دیده پر و بال گشاید
۲
در فکر خموشی پر پرواز خیال استاندیشه ام از بستن لب بال گشاید
۳
از نقش قدم چون کمر جلوه ببندیصد چشم به راه تو ز دنبال گشاید
۴
آیینهٔ دل ساغر خون گشت زچشمیکز شوخی مژگان رگ تمثال گشاید
صفحهٔ ۱ از ۲