شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزدچه طاوسی است رنگین جلوه کز گلزار برخیزد
۲
ترا گر بر دل بیدرد ناخن می زند گاهیمرا پهلو درد هر نغمه ای کز تار برخیزد
۳
ز بیدادش دلم چون غنچه گر لبریز خون باشدنوای شکوه حاشا کز لب اظهار برخیزد
۴
به غیر از نوک مژگانم که لخت دل به بار آردکجا از دستهٔ خاری گل بی خار برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth