شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مبادخالی از صاف خیالت این کدو هرگز مباد
۲
آب و رنگ آن گل رو سایه پرورد حیاستآتش می پرده سوز شرم او هرگز مباد
۳
داغ خواری لازم روی طلب باشد چو ماهدر جهان یارب کسی بی آبرو هرگز مباد
۴
بر جراحت سونش الماس ریزد ناصحمچاک دل منت کش زخم رفو هرگز مباد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth