شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزدبه دریا چون رسد سیلاب اشکم شور برخیزد
۲
دل تنگم سلیمانی کند در دشت دلتنگیکه شور محشر از آواز پای مور برخیزد
۳
شود چون آب تیغش ساقی پیمانهٔ زخممنوای نوش بادی از لب ناسور برخیزد
۴
مرا نشتر به شریان و ترا ناخن زند بر دلجگر خون کن نوایی کز لب طنبور برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth