خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هر شکنی آهم لختی زجگر داردزین نخل عجب دارم تا ریشه ثمر دارد
۲
خوش خط شده زان حسنش کز سبزهٔ پشت لبسرمشق خط یاقوت در مدنظر دارد
۳
بر سر زندش فردا ز افسوس و پشیمانیآنکس که ز ناز امروز دستی به کمر دارد
۴
فریاد که ننماید جا در دل چون سنگشهر چند که فریادم در سنگ اثر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲