خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم در رقص مانند شرر از ساز می آیدبه بال شعلهٔ آواز در پرواز می آید
۲
زکنج لب به رنگ نافه از آهو فرو ریزدز بس آه من از دل سر به مهر راز می آید
۳
نشان ناجوانمردی بود فکر خودآراییکی از طاووس آید آنچه از شهباز می آید
۴
ز بس سر در گریبان خموشی غنچه سان ماندمبه گوشم از شکستن های دل آواز می آید
صفحهٔ ۱ از ۲