خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بوددل مرا در تشت آتش همچو داغ لاله بود
۲
دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدمشب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود
۳
تا به گرد خویش می گشتم به جست و جوی یاراز خود آغوشم تهی چون شعلهٔ جواله بود
۴
شب چو شمع بزم تا در حلقهٔ مستان شدیدور صهبا ماه رخسار ترا چون هاله بود
صفحهٔ ۱ از ۲