خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آفت دل و جان نزار خواهی شدتو برق خرمن صبر و قرار خواهی شد
۲
چنین که جوش ترقی است آب و رنگ تراگل سرسبد روزگار خواهی شد
۳
شوی دمی که چو ماه تمام خرمن فیضزیمن دیدهٔ شب زنده دار خواهی شد
۴
چنین که لطف تنت دمبدم فزون گرددلطیف تر ز شمیم بهار خواهی شد
صفحهٔ ۱ از ۲