خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در این صحرا به گوشم شور محزونی نمیآیدصدای شیون زنجیر مجنونی نمیآید
۲
شهادتگاه ما را کار هرکس نیست پی بردنکه چون نقش نگین از زخم ما خونی نمیآید
۳
ترا در همسرانت سرکشی چون شعله میزیبدبلی این شیوه از هر جامه گلگونی نمیآید
۴
تو وسعت مشربی را بستهای گویا به خود زاهدکز این دامان صحرا بوی مجنونی نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲