شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه از لب چون شکر خوبان سمرقندکش نیشکر قامتشان راست ثمرقند
۲
از لطف مزاجی که تو داری، نپسندیاز شیرهٔ جان ریخته باشند اگر قند
۳
نبود نمک چشم تو با دیدهٔ بادامحاشا که بود چاشنی لعل تو در قند
۴
شیرینی گفتار وی از پهلوی لبهاستآری به عمل آمده جویا ز شکر، قند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth