خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کردخردهٔ جان به کف از خویش سفر باید کرد
۲
این شکرخند کز ابنای زمان می بینیلب خمیازهٔ شیر است حذر باید کرد
۳
تا دل اهل بصیرت خورد از دیدنت آبفکر گردآوری خود چو گهر باید کرد
۴
هیچ دانی زچه مقراض دو پلکت دادندیعنی از غیر خدا قطع نظر باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۲