شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا قامتش به سیر چمن شد ز جا بلنداز برگ نخل را شده دست دعا بلند
۲
ای چرخ کامرانی جاوید از آن تستاز بس فتاده ایم نشد آه ما بلند
۳
یابد اگر زپاس نفس رتبه ای دلتخوشتر بود از آنکه شوی بر هوا بلند
۴
از ترک مدعاست که گردد دعا قبولدست دعا مکن ز پی مدعا بلند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth