خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شدهمچو موج افشاندن دستی پر و بال تو شد
۲
ریخت گرد خط به گرد عارضت زان کز حیاگردش رنگ آسیای دانهٔ خال تو شد
۳
هر طرف سرو روانت در خرام آمد به نازچشم مردم همچو نقش پا به دنبال تو شد
۴
خیرگی با سایه پرورد نزاکت کافری استای نگه آن صفحهٔ رخسار پامال تو شد
صفحهٔ ۱ از ۲