خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من از بام قصر امروز چون سر برکشیدآفتاب از صبحدم سر در ته چادر کشید
۲
می رود بیرون ز آغوشش تن از جوش صفاهمچو ماه چارده تا خویش را در برکشید
۳
پرنیان رنگ آن رخسار از بس نازک استچشمم از تار نگه این صفحه را مسطر کشید
۴
در ترازوی تمیز ما بود ناقص عیارخاک کوی یار را هر کس که با گوهر کشید
صفحهٔ ۱ از ۲