خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رفتنت خوشی ز چمن دور می شودهر غنچهٔ گلی دل رنجور می شود
۲
از بی دماغی ام سر گلگشت باغ نیستکآنجا ز شور خندهٔ گل شور می شود
۳
ظالم مکن ستم به ضعیفان که روز حشرهر مور صد برابر زنبور می شود
۴
مانند ریگ شیشهٔ ساعت عجب مدانگر گور خاکسار پر از نور می شود
صفحهٔ ۱ از ۲