خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر شه ور گدا کز مرگ دایم بر حذر باشدبلند و پست دنیا رمزی از زیر و زبر باشد
۲
مرا در شیشهٔ دل بادهٔ راز است می لرزمکه اینجا آمد و رفت نفس موج خطر باشد
۳
مزن لاف محبت گر نداری همت شیرانبه راه عشق دل بازی ز پهلوی جگر باشد
۴
به راه نیستی زادی نباید صدق کیشان رازبان حق سرا این قوم را برگ سفر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲