خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون دلم چو از سر مژگان فرو چکیدصاف نشاط از آن لب خندان فرو چکید
۲
آبی که خورده بود دل از دیدن تو دوشامروز اشک گشت و ز مژگان فرو چکید
۳
در گلشنی که سرو تو رنگ خرام ریختخوناب ناله از لب مژگان فروچکید
۴
می خوردی و زلال طراوت زعارضتچون اشک اهل درد به دامان فروچکید
صفحهٔ ۱ از ۲