خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فیض نور معنی شام اهل دل سحر باشدچراغ خلوتم از خویش روشن چون گهر باشد
۲
ز بس از خویشتن رفتند در بزم تو مشتاقانتکلم بر لب حیرت نصیبات خبر باشد
۳
اگر داری عزای فوت وقت ای دل خوشا حالتنپنداری که اینجا نخل ماتم بی ثمر باشد
۴
فنا شاه و گدا را همچو خم در یابد ای غافلبلند و پست عالم رمزی از زیر و زبر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲