خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کندکاندیشهٔ شکار هما با مگس کند
۲
با یاد عارض تو اسیری که دل خوش استپیوسته سیر گل ز شکاف قفس کند
۳
شاید تواندش قفس مرغ ناله شددل را چو رخنه رخنه کسی چون جرس کند
۴
بوسی اگر در اول مستی دهد زلطفما را به کام دل ثمر پیش رس کند
صفحهٔ ۱ از ۱