خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر سحر کز روزن آن رشک پری سر می کشدآفتاب از صبح سر در زیر چادر می کشد
۲
کفر و دین را امتیازی نیست در بازار عشقاین ترازو خاک را با زر برابر می کشد
۳
در پی عرض هنر هرگز نباشد اهل دلهمچو تیغ آیینه کی منت زجوهر می کشد
۴
می کشد از رشک آن رخسار و ابرو مهر و ماهآنچه زان داندان و زان لب شیر و شکر می کشد
صفحهٔ ۱ از ۲