خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنندروشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند
۲
با درد و غم کسی که نه امروز صبر کردفردا به جام صاف امیدش می کنند
۳
دیوانه ای که شسته زامید و بیم دستپابند دام وعد وعیدش نمی کنند
۴
جویا چو گل کسی که دهانش دریده نیستمحروم بزم گفت و شنیدش نمی کنند
صفحهٔ ۱ از ۱