خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اندرفته ام تا از میان جا در کنارم داده اند
۲
بر مآل خویش خندم یا به اوضاع زمانمن که همچون گل یک خنده وارم داده اند
۳
هر سر مو جوش وحدت می زند بر پیکرمتا ز دل پیمانهٔ لبریز یارم داده اند
۴
چون گل داغش بخندد در فضای سینه امدیدهٔ گریان تر از ابر بهارم داده اند
صفحهٔ ۱ از ۱