شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غنچه تا بگشود لب، خونین‌دلم آمد به یادلاله را دیدم چراغ محفلم آمد به یاد
۲
در فضای باغ دیدم داغ‌های لاله راچشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد به یاد
۳
جلوه‌گر شد موج تا در دیده‌ام با اضطرابپرفشانی‌های مرغ بسملم آمد به یاد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth