خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل داغ سر پرشور سودا عالمی داردتکلف بر طرف دیوانگیها عالمی دارد
۲
حریفی در دو عالم نیست چون چشم سیه مستتکه دارد عالمی با غیر و با ما عالمی دارد
۳
گل سودای داغ لاله بر سر می زنم جویاگریبان چاکی و دامان صحرا عالمی دارد
صفحهٔ ۱ از ۱