خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آفتاب جمال تو آشکاره شودچراغ لعل به فانوس سنگ خاره شود
۲
نشان آبله افزود حسن روی ترایکی هزار شود ماه چون ستاره شود
۳
عنان حزم مبادا زکف دهد که دلتمیانه رو چو بود بحر بیکناره شود
۴
زغنچهٔ گل صد برگ می رباید گویبه دست جور تو جیبی که پاره پاره شود
صفحهٔ ۱ از ۲