خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالکانی که به خورشید رخت دل بستندشبنم آسا به نگه سوی تو محمل بستند
۲
به طپش از قفس، امید رهایی غلط استاین طلسمی است که بر بازوی بسمل بستند
۳
رنگ شادی به رخ از پهلوی دل چشم مداراین حنا غنچهٔ گل را به انامل بستند
۴
رهروانی که فروماندهٔ استدلالندسدی از سنگ نشان در ره منزل بستند
صفحهٔ ۱ از ۲