خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش میچکدغالبا خوناب خامی از کبابش میچکد
۲
بر گل رویت نگاه شعلهآشامان عشقاندکی گر پا بیفشارد گلابش میچکد
۳
هرکه دارد گریهاش سامان آهی در گرهاشک از مژگان تر همچو حبابش میچکد
۴
تشنهلب زخمی که من دارم در آغوش هوستیغ او را بس که میافشارد آبش میچکد
صفحهٔ ۱ از ۲