خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که محو جلوهٔ جانان شود، جانان شودقطره، عمان می شود چون واصل عمان شود
۲
همچو آن بلبل که بر روی گل مستی کندبوسه از لبها به رخسار تو بال افشان شود
۳
پای مژگانت ز گرد سرمه می آید به سنگاین سزای آنکه از چشم تو روگردان شود
۴
محو دیدار تو از فیض نگاه چشم پاکهمچو شبنم می تواند پای تا سرجان شود
صفحهٔ ۱ از ۲