خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشدهوایش پر به دل نزدیک ماند نفس باشد
۲
به حسرت دل ترا از رخنه های سینه می بیندچو آن بلبل که محو گلشن از چاک قفس باشد
۳
به راه کعبهٔ از خویش رفتن در شب هجراندلم را نالهٔ پهلو شکافی چون جرس باشد
۴
در این وادی نیارد کامیاب صید مطلب شدسگ نفسی که از طول املها در مرس باشد
صفحهٔ ۱ از ۲