شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۶۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دم که باده کلفتم از سینه می بردخورشید رشک بر دل بی کینه می برد
۲
در هر بنا که عرض صفا می دهد رختهر خشت فیض یک حلب آیینه می برد
۳
دل را ز نرگسش سیهت یک نگه بس استپیمانه ای غبار غم از سینه می برد
۴
موج شراب مصقل آیینهٔ دل استکز سینه زنگ کلفت دیرینه می برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth