خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بودپیش رویش باده را آتش بجان افکنده بود
۲
بکر معنی کز زبانم برگ جلوه سازاز قماش لفظ بر رو پرنیان افکنده بود
۳
ماه را امشب فروغ حسن عالم سوز یارتشت رسوایی ز بام آسمان افکنده بود
۴
غنچه را بی اعتدالیهای باد صبحدمپرده از رخسارهٔ راز نهان افکنده بود
صفحهٔ ۱ از ۲