خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کردخوی آتشناک او بزم جفا را گرم کرد
۲
درد کی آسان تواند جای گیرد در دلیداغ خونها خورده تا در لاله جا را گرم کرد
۳
پنجهٔ عصمت نپیچد زور بی زنهار میباده نتواند سر اهل حیا را گرم کرد
۴
سر برهنه می برد دایم به سر مهر برینآه - عالم سوز من از بس هوا را گرم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲