خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در این زمانه کسی نیست رو به من خنددمگر به روی دلم چاک پیرهن خندد
۲
چو گل به باد دهد ساز و برگ هستی رابه هرزه هر که در این باغ یک دهن خندد
۳
مرا ز یاد تو در سینه جوش فصل گل استلبم ز شوق از آنرو چمن چمن خندد
۴
شکر به قیمت خاک سیاه هند بودچو شوخ من به دو لعل شکرشکن خندد
صفحهٔ ۱ از ۲