شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشتیاقم جام می را جان تصور می کندهر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند
۲
در غم عشق آنکه دندان بر جگر افشرده استخون دل را نعمت الوان تصور می کند
۳
آنکه باشد مستی اش از ساغر سرجوش غمچشم گریان را لب خندان تصور می کند
۴
هر که کوشد در سرای تن پی تکریم جانصاحب این خانه را مهمان تصور می کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth