خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرشته اند ز فیض هوای صبح تنشزموج پرتو ما هست تار پیرهنش
۲
تپد شهید نگاه تو در لحد تا حشرکنی ز پردهٔ چشم غزال گر کفنش
۳
توان ز حسن کلامش شنید بوی بهاربه رنگ غنچهٔ خوشبو بود لب از سخنش
۴
ز بزم وصل توام برد بیخودی دل تنگچو غنچه ای که برد گلفروش از چمنش
صفحهٔ ۱ از ۲