خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلزاری که در رفتار آید سرو موزونشبرافرازد پی نظاره قامت بید مجنونش
۲
که نظاره از بس نازکی مژگان بهم سودنکم از دندان فشردن نیست بر لبهای میگونش
۳
زده بر گوشهٔ دامان محشر تکیهٔ راحتمباش ایمن شهید عشق را خوابیده گر خونش
۴
اگر با جعد مشکین تو سنبل همسری جویدکند مانند بوی گل نسیم از باغ بیرونش
صفحهٔ ۱ از ۲