شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمعدر کلبه ای که دیده هزاران چراغ جمع؟
۲
آن را که به باد هوا و هوس نداداز دستبرد تفرقه باشد دماغ جمع
۳
از یاد شمع روی تو در پردهٔ دلمفانوس وارگشته فروغ چراغ جمع
۴
زآن چشم و عارض و خط مشکین دلم شکفتیا گشته نرگس و گل و سنبل به باغ جمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth