شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۷۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر سبزه سراپای زبانست در این باغهر شبنمی از دیده ورانست در این باغ
۲
تا چشم گشوده است بود بیخود حیرتنرگس که ز صاحب نظرانست در این باغ
۳
سرسبزی گلها نه ز باران بهاریستشد بی تو دلم آب و روانست در این باغ
۴
بی او نه همین غنچه خورد خون دل از غمگل نیز ز خمیازه کشانست در این باغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth