خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرفچنانکه ماه نو از آفتاب بندد طرف
۲
چو بشکفد به می جلوهٔ تو غنچهٔ گلشراب رنگ بریزد برون ز تنگی ظرف
۳
در این زمانه به جز شاهد و شراب، آخوند!چه نحو عمر گرانمایه کس نماید صرف
۴
سزد که جان به تن مرده چون مسیح دمدکسی به خوبی لعل لبش ندارد حرف
صفحهٔ ۱ از ۲