خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیمهمچو شبنم خویش را محو تماشا می کنیم
۲
ما قناعت پیشگان چون شمع شبهای فراقیک گل داغ تو در کار سراپا می کنیم
۳
در هوایت گشته این از بس سراپا آرزوجای خود را در حریم خاص دلها می کنیم
۴
قطره های خون بجای نکته ریزد خامه امنامه را از بسکه دردآلود انشا می کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲