خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با شیخ خانقاه می ناب می زنمساغر بطاق ابروی محراب می زنم
۲
در دیده ام خیال تو هر دم بصورتیستهر لحظه نقش تازه ای بر آب می زنم
۳
رسوائیم ز یاد بناگوش او فزودمی در حجاب چادر مهتاب می زنم
۴
دستم به کار سینه نیامد اگر ز ضعفمشت از تپیدن دل مهتاب می زنم
صفحهٔ ۱ از ۲