خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر میگفتمسخن پیچیدهتر از جوهر شمشیر میگفتم
۲
چه رنگی بود جوش خلوت ناز و نیاز امشبتو میگردی عتاب از ناز و من تقصیر میگفتم
۳
تو خندان همچو گل من غنچهسان دلتنگ غم بودمتو از بیداد و من از نالهٔ شبگیر میگفتم
۴
فلک خاک ترا خشت سر خم ساخت ای واعظتو از تدبیر میگفتی، من از تقدیر میگفتم
صفحهٔ ۱ از ۲