شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از غار راه ریزد عشق رنگ خانه امهمچو نقش پا ندارم بام و در، ویرانه ام
۲
بسکه در بزمش زحیرت خشک برجا مانده استموج صهبا چون رگ سنگ است در پیمانه ام
۳
روزی هر کس بود در خورد استعداد اومی نویسد بر صدف گردون برات دانه ام
۴
تا ز داغ آن گل رو سوختم فانوس وارشد عبیر پیرهن خاکستر پروانه ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth