خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارمغم عالم ندارم تکیه بر ذات خدا دارم
۲
چه شد گر از جفایش رفت بر باد فنا خاکمهنوز از بی وفایی های او چشم وفا دارم
۳
چو مویی گشت جسم در هوای زلف مشکینشبه رنگ بوی سنبل تکیه بر دوش صبا دارم
۴
جهان تا گشت از من پادشاه وقت خود گشتمبه سر از تیره بختی سایهٔ بال هما دارم
صفحهٔ ۱ از ۲