شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده امگل به دامان هوا از گرد جولان دیده ام
۲
داشت امشب یاد گرمیهایش دل را در میانتا سحر پروانه ای را در چراغان دیده ام
۳
گشت در پیری بهار خاطرم یاد کسیفیض شام وصل را در صبح هجران دیده ام
۴
بر کنار جوی چاک دل به رنگ نخل آهسرو یاد قامت او را خرامان دیده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth