شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به یمن همت عشقت ز قید دل رستمبتی که قبلهٔ آمال بود بشکستم
۲
دلمم ز لذت جیب دریده غافل نیستولی ز ضعف به جایی نمی رسد دستم
۳
ز بسکه صحبت من با تو بدنشین شده استدمی به بزم تو چون نقش خویش ننشستم
۴
ز نارسایی بخت سیاه خود دانمکه کوتهست ز زلف دراز تو دستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth