خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی از فیض یاد عارضش رشک چمن دارمقفس را می کند گلدام، طاؤسی که من دارم
۲
به رنگ شمع فانوسی که افروزند در محفلز فیض نور معنی خلوتی در انجمن دارم
۳
کسی چون من نباشد سیر چشم نعمت دنیاجواهر سرمه ای در دیده از خاک وطن دارم
۴
چو از شاخ زبان برخاست عالمگیر می گرددمن از هر جنبش لب شهپر مرغ سخن دارم
صفحهٔ ۱ از ۲