خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۸۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد میکردمبه این افسون دلش را مایل بیداد میکردم
۲
چسان بینم به دام طرهات آن مرغ دلها راکه بر گرد تو میگرداندم و آزاد میکردم
۳
ز چشمش میگرفتم گاه دل گه باز میدادمنگاهش را به علم دلبری استاد میکردم
۴
چو میدیدم دلش را مایل بیتابی عاشقبه اندک جور او دانسته صد فریاد میکردم
صفحهٔ ۱ از ۲