شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرنه از جوش نزاکت بر تنش سنگین بودتار و پود پیرهن از رشتهٔ جانش کنم
۲
منصب مشعل فروزی داده عشقش سینه راشمعها از آه روشن در شبستانش کنم
۳
خودبخود گل می کند اسرار دلها، تا به کیهمچو بوی غنچه ضبط راز پنهانش کنم
۴
کو عروج طالعی جویا که تا مانند ماهجای در یک پیرهن با مهر تابانش کنم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth